تبليغاتX
" بتازیم و نزدیک پیران شویم "

" بتازیم و نزدیک پیران شویم "

طرز تهيه قيمه امام حسين

طرز تهيه قيمه امام حسين :

مواد لازم :

داربست فلزي 11 عدد 

يك عدد محل غصبي

برزنت بسته به متراژ محل غصبي

لباس مشكي يك دست

سيستم صوتي استاديوم آزادي دو عدد

طبل و ساير آلات موسيقي به مقدار دلخواه (ترجيحا Yamaha)

اراذل و اوباش محل حداقل يك عدد براي اينكه تا آخر سال سيبيلشون چرب بمونه

دوستان الاف به مفدار دلخواه

يك بسته فيش جمع اوري كمكهاي مردمي

مقلد صداي سيد x يك عدد براي 10 شب

ابتدا محل غصبي را پيدا ميكنيم ، براي اين كار ميتوانيد از فرو رفتگي كنار گذر يا بالاي يكي از ميادين و حتي كنار بزرگراه نيز استفاده كنيد . هيچ نگران شهرداري و يا اداره راهنمايي و رانندگي و نيروي انتظامي نباشيد . جرات داره كسي جلوي برپايي تكيه آقا امام حسين رو بگيره .(همون بروبچ خلاااااااااف ترتيبات عاليه ايشان را خواهند داد) .

اگر در اين مسئله شك داريد جهت الگو برداري آدرس دو تا ميدان نارمك رو ميدم كه ببينيد چطور ميشود يك طرف مسير ماشين رو و پياده رو را همزمان بست !

با  8 عدد ميله دار بست يك مكعب درست ميكنيم  و چادر را روي آن ميكشيم .در اين كار ميتوانيد از دوستان كمك گرفته و يا تنها چادر را به محل برسانيد چون آنقدر آدم بيكار پيدا ميشود كه به عشق امام حسين خودشان را پاره پوره بكنند.

2 عدد ميله ديگر داربست را به دو منظور ميتوانيد استفاده نماييد و اين به سليقه و ذائقه شخصي شما بستگي دارد : 

ميتوانيد از انها جهت بستن كامل مسير تردد اتومبيلهاي مزاحم استفاده نمود كه اين كار در جهت كاهش آلودگي هوا اجر اخروي نيز بدنبال خواهد داشت  و يا از آن براي جداسازي بخشي از تكيه جهت واحد مديريت و برنامه ريزي و با حفظ جايگاه جهت رخت كن استفاده نماييد

جهت انتشار قبض هاي اخاذي يك اسم علمي تخيلي رمانتيك براي تكيه انتخاب كنيد مثلا هيئت كبوتران حرم قدسي يا هر كوفت ديگري كه مردم را خرتر كند.

سپس لباس سرتاسر سياه به تن كرده و از آنجاييكه مشكي رنگ عشقه چشم هاي خود را مهربان كنيد تا با ديدن آن هر كسيزير لب زمزمه كند كه : مشكي رنگ عشقه ، مثل رنگ چشاي مهربونت ،

فيش هاي تقلبي جمع آوري اعانه را با عنوان فوق به هدف كمك به تكيه در منازل محل ببريد. سپس بطرف خيابان جمهوري حركت نموده و اكو ، باند و ادوات لهو و لعب را از محل درآمد اخير به منظور كاربرد صحيح آن خريداري كنيد.

الات و ادوات جيغ و فرياد و برپايي كارناوال را فقط در ساعات خاصي در محل قرار داده و بعد از تركاندن محل آنها را به جاي امن ببريد  چون در بين عاشقان آقا امام حسين ، عاشقان و شيفتگان اين آلات و ادوات نيز يافت ميشود .

در اين حين شما شاهد اولين چشمه هاي جوشان جريان شور حسيني خواهيد بود. هر شب امداي از غيب برايتان ديگ و مطبخي بر پا كرده و گوني هاي برنج نذري همراه با گوسفندان تازه تلف شده را جهت ضيافت زنجير زني و سينه زني براي شام مهيا ميكند .

دوستان و اهل عاصي شده محل باز هم براي مساعدت شما كوتاهي نخواهند كرد . چرا كه عزاي امام حسين ديگر و همين !

قيمه شما آماده است ميتوانيد آنرا تنهايي و يا با اهل منزل ميل نماييد. دسر و مخلفات اين غذاي لذيذ را ميتوانيد از قسمت عقب دسته زنجير زني كه عموما در حال غيبت هستند تهيه نماييد .

اگر هدف قيام امام حسين بر پايي عدل و نابودي ظلم و ظالم بود آيا بستن معابر و به زحمت انداختن مردم و سلب آسايش آنها معناي ديگري بجز ظلم دارد ؟

ما براي اداي احترام به سمبل عدالت و ظلم ستيزي ظلم ميكنيم .ما با عمل خود منكر ادعايي كه ميكنيم هستيم !

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 0:18  توسط سینا  | 

بدون شرح

شاهنامه فردوسي را گرامي ميداريم

كتاب حافط را كنار قران ميگذراريم

زبان فارسي را پاس ميداريم .

اگه جونمونم در بياد هر لغت بيگانه را دري وري هم كه شده فارسيش ميكنيم تا لج بقيه در بياد.

اما مثل اعراب بيابان گرد روزگار ميگذرانيم. وحتي نه عرب مدرن شورلت سوار.( ما هنوز پيكان سواريم .)

يادمه يكي از مديرهاي قبليم يك روز بهم گفت نگاه به اين در و پنجره و ديوار ها نكن اينا چادرن .

اون روز كه فقط خنديدم ولي الان گريم داره در مياد.

ظاهرا پذيرش هيچ ديني بدون فرهنگ محل ظهورش امكان پذير نيست و يا خالي از تضاد نيست.

يادمه با يك لبناني و يك مصري دوست بودم اونا اونقدر راحت با بعضي از آداب و قضاياي دين اسلام كنار اومده بودند كه برام جاي تعجب بود.

الان كه خوب نگاه ميكنم حسرت اينو ميخورم كه چرا شدم شتر مرغ .

نه غربي شدم نه شرقي !

زيارت عاشورا ميخوندم و گذاشتمش كنار دعاي كميل

نفهميدم اونهمه لعن و نفرين از دين رحمت و عطوفت را قبول كنم يا اون رازو نياز عاشقانه را .

فكر كنم همه اين تضاد ها واسه اينه كه عرب نيستم !

احتمالا اونا ميتونن همزان ، وقتيكه عاشقن ، خشن و بد خواه و قاتلن .

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 0:25  توسط سینا  | 

كوري عصا كش كور دگر !

برای آدم نا بینا شیشه و الماس یکیست!

پس اگر کسی اين حرف را بهت زد بدون هر دوتاتون كوريد !!!

محترمانه اش ميشود :  هر دوتاتون نا بينا هستيد .

آخه آدم حسابي از كجا معلوم اونيكه ميگي ديوانه است و داره تو خيابون ميخنده واسه خودش ،از من و تو عاقلتر نباشه ؟

يك اقاي پيري تو محلمون هست كه ميگن قبلا خلبان بوده و الان قاطي كرده . ميگفتن از بس

چيز يادگرفته و فهميده اينطوري شده . حالا كي عاقله ؟

همچنان در گير پروژه ام هستم ولي بر ميگردم و حسابي از خجالت همه در ميام .

- دمار از روزگار تو هم در ميارم !

پي نوشت : خودت ميدوني 

آخر نوشت : فكر كردي


+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 23:3  توسط سینا  | 

قلب مهربان

و تو ای برادر مسلمان که بی خیال همه برادران مسلمان دیگرت شده ای و آنان را هدایت شده یافته ای 

کاش میدانستی که خداوند تو را برای هدایت خواهران مسلمانت نازل نکرده است .

کاش میدانستی که تو خط کش اسلام نیستی عزیز .

کاش میدانستی که "لا اکراه فی الدین" اما و اگر و استثنا ندارد.

کاش میدانستی که معنای امر به معروف و نهی از منکر به تو و خاندان تو ربطی نداشته و ندارد و نخواهد داشت .

توای برادر مسلمان که با قلبی مهربان و با عزمی راسخ (سیریش) تنها در جستجوی خوشبختی خواهران مسلمانت هستی و یا خواهرانی که تازه مسلمان میشوند.
کاش میدانستی که چه بسیار خواهران مسلمان تو هم اکنون در دبی و ترکیه برای امرار معاش با میل و رقبتی بی حد و اندازه به فحشا روی آورده اند .
و چه بسیار برادر و خواهران مسلمانیکه روی از اسلام امروزی بر تافته و دل در گرو فرقه های ننگین شیطان پرستی داده اند.

پس مسلمان شدن یک دختراسراییلی آنچنان مایه مباهات نیست چرا که دراین قرن ارتباطات و با وجود همه امکانات برای دسترسی به منابع تمامی ادیان هنوز اسلام در اقلیت مانده و تعداد کسانیکه از ادیان دیگر به مسیحیت میگروند خیلی خیلی بیشتر از اسلام است.
و اسلام آوردن و نیاوردن نیز هیچ کجا و برای هیچ کسی تکامل نمی آورد.

چه خوش گفته است خیام دائم الخمر از خدا بی خبرکه :
قومی متحیرند اندر ره دین                    قومی به گمان فتاده در راه یقین
مي ترسم از آن كه بانگ آيد روزي         كاي بيخبران راه نه آن است و نه این

                                                                          با الهام از وبلاگ قبل مهربان !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 17:23  توسط سینا  | 

سالي كه نكوست از بهارش پيداست !

همين اول سال جديد دو تا از آرزوهام برآورده شد !

اول اينكه نميخواستم از سر ترس يا آبروداري و يا هر مزخرف ديگري مثل بقيه كه سال نو دارد از پر و پاچه شان بالا ميرود بيايم و راجع به بهار و بلبل و سمبل و من آسمون جل و .... بنويسم و سال خوبي آرزو كنم و برويم تو كار ماچ و بغل و از اين جورفيگورهاي نوروزي  .

دوم اينكه اين بخش پر طرفدار توكل را تموم كنم !

از اينكه اينقدر مورد لطف دوستان هستم نميدونم چطوري و كجا خودمو گم و گور كنم .

واقعا اين مطلب اينقدر پيش پا افتاده بود؟

اين روزها مرتب خواب مي بينم سكته كردم. البته ازنوع ناقصش .

خوبي سكته ناقص اينست كه هركي ببيند ميگوید طرف پولدار بوده است و حتما يكي سرش كلاه گذاشته و حالا به اين روز افتاده است.

درست است كه سکته خوب نيست ولي كلاس كه دارد

خلاصه اينكه چيزي كه اين روزها دستگيرم شده و فكرم را زياد مشغول ميكند اينست كه من وبلاگهاي ايراني رو با چي اشتباه گرفتم؟؟

نميگویم همه بيایند و بحث فلسفي بكنن ولي بعضي از دوستان كه در زير آدرسشان را درج كرده ام ، نذر كرده اند كه حتما شورش را در بیاورد و يك كاري در اين راستا بكنند. تا بلكه مقبول افتد .

البته ظاهرا كه اين نوشته ها به نظر محبوبتر مي آيد تا بحث راجع به چيزهاي پيش پا افتاده اي مثل توكل .

من واقعا از گفتم اين حرف قصد توهين به قدوم مبارك دوستانی که هر چند وقت سری به من میزنند ندارم .

و يا قصد به مسخره گرفتن همه وبلاگنويسها را ندارم .

من فقط نظرم را ميگويم و ميدانم مثل هميشه به ديوار بتوني اصابت خواهد كرد.(ياد چهارشنبه سوري بخير كه فقط مانده بود همديگر را منفجركنيم )

همين چند سال پيش وقتي با شور و هيجاني وصف ناشدني چت ميكردم و ديگر داشتيم با ياهو مسنجر قوم و خويش ميشديم .چشمم به يك سري اتاقهاي خاص افتاد كه عموما توسط مردم بي نماز آمريكايي و دانماركي اداره ميشد . اين اتاقها بيماران سرطاني و ديابتي رو هدايت ميكرد و از سر تا سر جهان جديدترين دستاوردها رو در اختيارشون ميگذاشت. من حتي تو آدماشون دكتر ميديدم كه ميومد و مجاني بقيه رو كمك ميكرد . همون موقع ياد سخنان گهر باري افتادم كه در اتاقهاي ايراني بين دوستان متدين و مسلمانمان رد و بدل ميشد !

نه اينكه آنها اتاقهاي مزخرف ندارند .منظور من اينست كه آن اتاقها توسط مردم ديگر كشورها به گند كشيده ميشد !

ما از ابزاري كه در اختيارمان هست درست استفاده نميكنيم.

مثال بچه اي كه ده ميليون تومان را چي توز نمكي ميخرد .

و اما وبلاگهاي خوب و خوشگل بابا :

امروز فقط براي اينكه به خودم ثابت كنم كه بيراه نميگم يك سري به وبلاگهاي بروز شده زدم(مشتي نمونه خروار)

اينهم ماحصل وب گردي من :

اين يك بستني داغ است !   http://ice100ra.blogfa.com/

وبلاگ رسمي گوز                   http://goozoo.blogfa.com

شيمي معنوي                    http://fadakam.blogfa.com       

شكلكاي جوجو و پيشي     http://atena-behzad.blogfa.com

حالا هي فحش و بدو بيراه بديم به اينكه ترافيكه و خوشه چنديم و نفتمون كجا ميره و چرا نوشابه داماد ميشه !

يه روزي سر كلاس به خانم معلم پيرمون گفتم اون اولا مردم با هم خيلي خوب بودن و حالا نه .

گفتش اونا همون مردمن فقط اون اولا شور حسيني تو يك مقطعي گرفته بودشون و حالا ولشون كرده !

اي شور حسيني يا تو بيا مارو بگير يا عزراييل . خلاصه يكي بياد مارو بگيره مرديم از تنهايي .

+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 22:20  توسط سینا  | 

توکل ( قسمت وسط )

بنام خدا و با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت همه هم ميهنان گرامي نخسوزن بخشي تا قسمتي از ان هم ميهناني كه فكر ميكنند من را ميشناسند و از همه ضايع تر اينكه فكر ميكنند كه من يك آدم حسابي هستم و مجسم ميكنند من هر شب با كت و شلوار از محل كار خارج و به منزل داخل مي شوم  (يعني صبح با چي ميرم سركار ؟ ... و ...  آفرين ) .

پيشاپيش بهار طبيعت بر همگان مبارك بادا بادا بادا بادا بادا بادا بادا مبارك بادا ايشالله مبارك بادا .

باشد كه هميشه بهار جان باشد و فصل بهار و گل و بلبل و از اين جور چیزها و دمای هوا حدود ۱۷ درجه تمام ۳۶۵ روز و شش ساعت سال مثل سانتا باربارا ( اونوقت همه دنبال بهشت اون بالاها ميگردن ! )

پيرو مطالب نوشته شده در پست قبلي ظاهرا كسي ما را جدي نگرفته و اينطور كه بويش ميايد از سه حال خارج نيست پس احتمالا از چهار به بعد داخل است :

اول اينكه دوستان خيلي لطف كرده اند و من را هالو ( حالو )  فرض نموده و واسه دلخوشي من يه چيزي گفته اند .حاللللاه ه ه ه ه ه .

واسه اينكه فقط بگن ما ميدونيم آپي و خودمونم آپيم و...

دوم اينكه يا من خيلي ميدونم يا دوستان عزيز خودشان را زده اند  به كوچه ...چپ ! (به منظور عدم تمايل به مصرف نوشابه و بطري و … از بكار بردن هر گونه نام مشابه با مقدسات معذوريم )

سوم اينكه ظاهرا واژه توكل هيچ جايگاه خاصي براي دوستان عزيزمان نداشته و ندارد و احتمالا مثل گفتن " يا علي " در هنگام بلند كردن نردبان ، گوني برنج و يا فرش و از اين قبيل آلات و تجهيزات پرورش اموات ، فقط يك سمبل است براي سَمبل كردن موضوع

چهارم اينكه وقتي ميگويم از سه حال خارج نيست واسه چي دنبال ايني كه چهارميشو هم بخوني ؟!!!

به جان مدير عامل گدا صفت ، هيز ، مرده نهار مجاني و مشتري لوس كن و كارمند فروشم سوگند ياد ميكنم كه اين موضوع خيلي مهم بود و خوشبختانه دوستان الحق و والانصاف سنگ تمام روي قبر اينجانب گذاشتند و مثال گربه محلمون با اينجانب رفتار نموده اند.

البته من به اين موضوع عادت كردم ولي من واسه خودتون ميگويم .بهر حال امر به معروف را براي همين روزها گذاشتند ديگر .

براي اينكه پي به عمق فاجعه ببريد خاطر نشان ميكنم ، قبل از اينكه اينجانب در مورد آنچه از قبل از پيدايش آدم تا سال جديد در مورد توكل بخوردمان داده اند زبان باز كنم و كلي لعن و نفرين پيشينيان را به جان بخرم ، يه چيزي بگوييد تپل در حد و اندازه حركت دو ضرب رضا زاده جان قبل از دوپينگ . هي به من بخنديد كه دردي دوا نميشود.

اگر واسه روز مبادا چيزي در چنته داشته باشيد خوب است به جان مديرامورماليمان اين يك تهديد محترمانه است .

ديگر ملالي نيست جز دوري شما

اي نامه كه ميروي بسويش

از جانب من لازم نكرده كاري بكني . خودم هر كاري بخوام ميكنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 22:50  توسط سینا  | 

توکل (قسمت اول)

هرچه از واژه "توکل" خودتان میدانید بنویسید.

میدانم که تنها چیزی را خواهید گفت که خودتان به ان رسیده اید

این یک تحقیق دانشگاهی نیست که بعضی ها زود بپرند تو سایتهای دیگران و مطالب خونده یا نخوندشونو کپی کنند و انتظار داشته باشند ۱۰ بگیرند پاس بشه !

این یک انشاء در مورد علم بهتر است یا انرژی هسته ای هم نیست

این یک محفل دوستانه بین همجنس ها نیست که بعضي ها برای خودنمایی هرچی آرمانهای دیگرانه و یکجورایی مسخره بنظر میاد  بریزند بیرون

این یک شوی تلویزیونی برای پاسداری از ارزشهای اسلامی نیست که هرچی اراجیفه ببندند به ناف بقیه

این یک سخنرانی تفکرات مثبت در مورد روان و روانی نیست که با لبخندی جلف حرف از مهر و دوستی بزنند با یک دسته گل و کراوات و بعدش بپرند وسط گولد کویست

این تشکل احمقانه دانشجویی برای تعیین سرنوشت دیگر اقشار جامعه که نمی فهمند و فقط انها میفهمند هم نیست

این یک مسابقه "هرکی به خدا چسبیده تر بود اوله " هم نیست

این یک سوال ساده است از کسی که میداند خدایی هست . میداند اختیاری هم  هست

این یک سوال ساده است از کسی که میداند قدرتي در دعا هم  هست

جبر هست و میداند عشق هم  هست

این یک سوال ساده است از کسی که میداند انسان خلیفه الله هم  هست

 میداند نیروی تفکر مثبت هست و میداند وجه الله هم  هست

این یک سوال ساده است از کسی که میداند مسیح هم پیامبر خدا هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 23:26  توسط سینا  | 

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر این که خودشان بخواهند

برادر عزيز و محترم از انجاييكه صحبت كردن راجع به سرانه توليد ناخالص ملي . آمار طلاق . دزدي . قتل و ادم ربايي و يا بيماري . نرخ بيكاري و درصد باسوادهاي كشورعزيزمان بي فايده است (چون هيچكي گردن نميگيره )

لزا :

26 بهمن روز شهادت امام رضا :

شبكه MITV برنامه ندارد . يك عكس مسخره را با نماد آتش گرفتن نميدونم كجاي بنيانگزارش را به نمايش ميگذارد.همزمان صداي نوحه زيباي يكي از مداحان عزيز بگوش ميرسد :

 "او میدوید و من میدویدم. او سوی مقتل من سوی قاتل. او می نشست و من می نشستم. او روی سینه من در مقابل ..."

 انصافا هم كه زيباست .

 همزمان نوار آگهي زير صفحه با رنگي آبي خودنمايي ميكند :‌ " كمپاني لارجر باكس تقديم ميكند . اولين دستگاه رفع ناتواني جنسي آقايان  ..."  ( بقيش خيلي ضايع است ).

تصور كنيد طرف يك برنامه ساز شبكه ماهواره ايست !!

ظاهراگر هر اتفاقي هم بيفته يك جاهايي هميشه بايد در شرايطي مطلوب بسر ببرد . به هرحال طرف هم كمپاني خارجيست و پول پخش آگهي روداده چه ميشه كرد !

 مجري برنامه ... MITV :

 "ما زبالاييم و بالا مي رويم                  ما زدرياييم و دريا مي رويم "

 "ما از اين جا و از انجا نيستيم              ما زبي جاييم و بي جا مي رويم "

 "سلام دوستان . با يكي ديگر از برنامه هاي آشپزي در خدمتتون هستيم ."

 چه ربطي داشت من نميدونم !

بگذريم كه تو يك سايتي مصرع هاي بيت اول رو جابجا ديدم !

 اگه ميخواست برنامه فرهنگي ادبي اجرا كنه چي ميگفت ؟ "سلام بچه ها . غنچه هاي نو شكفته باغ ملكوت "

 ما ز بي جاييم و بي جا مي رويم !!  در اينترنت چرخي ميزنيم :

نميخواستم اينو بگم ولي ميگم :  

عنوان وبلاك : "دعا ها و روايات"

مطالب گذشته :

پند هایی از نهج البلاغه

خواص آیات واذکار

نوشته هایی از شهید مطهری

یادی از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(نکوکویان)

ذکری از شیخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی )

متافیزیك، خودشناسی و خداشناسی

نگرشی بر کف دست !

خواص طبع ها

فعال‌سازی چشم سوم

متافیزیك و طلسم

مختصری درباره‌ رمل

من به اين ميگم يك رمال مدرنيته !

سري به آمار و ارقام ميزنيم :

سرانه مطالعه مردم ايران : در شبانه روز فقط 2 دقیقه

واعظي: سرانه مطالعه در كشور 18 دقيقه است

مدير كل امور استان‌هاي نهاد كتابخانه‌هاي كشور: سرانه مطالعه در ايران 10 تا 15 دقيقه است

سرانه مطالعه كتاب در دنيا 45 دقيقه در روز است. سرانه بالاي مطالعه در كشورهاي توسعه يافته اي نظير ژاپن با سرانه 90 دقيقه مطالعه در روز يا انگليس با حدود 55 دقيقه در روز نشان از شاخص بالاي توسعه در اين كشورهاست

سرانه تولید زباله :

سرانه تولید زباله در کشورهای کم درآمد 4/0 تا 9/0 کیلوگرم، کشورهای با درآمد متوسط 5/0 تا 1/1 کیلوگرم و کشورهای با درآمد بالا 1/1 تا 5 کیلوگرم است، ولی متغیر فوق برای ایران 66/0 کیلوگرم و برای تهران حدود یک کیلوگرم برآورد شده است

 میزان تصادفات جاده ای در کشور ما و اسپانیا (يك شنبه 4 بهمن 1388)

روز گذشته مدیرکل ترافیک پلیس اسپانیا در دیدار با رییس پلیس راهور ناجا، آمارهای قابل توجهی از تعداد خودروهای قابل تردد در این کشور و به ازای آن میزان تصادفات منجر به مرگ، ارائه کرد .

طبق گفته این مقام مسئول، در این کشور ۴۴ میلیونی، ۲۹ میلیون دستگاه خودرو در خیابان و جاده ها تردد می کنند؛ ولی در سال ۲۰۰۸ تنها سه هزار نفر به دلیل تصادفات و سوانح رانندگی جان خود را از دست دادند، این در حالی است که در ایران با جمعیت 73 میلیونی و تردد 11 میلیون و 500 دستگاه خودرو ،هر ساله شاهد مرگ 24 هزار تن از هموطنانمان بر اثر تصادفات به خصوص جاده ای هستیم. مدیرکل ترافیک پلیس اسپانیا همچنین تصریح کرده که در ازای هر نفر که در تصادفات رانندگی این کشور جان می بازد، پنج نفر هم به شدت مجروح شده و دچار نقص عضو می شوند؛ اما طبق آخرین آمارهای اعلام شده از سوی پلیس راهور ناجا سالانه 300 هزار نفر در جاده های کشور کشته و مجروح می شوند که با کم کردن 24 هزار کشته از این رقم، 276 هزار نفر نیز هر ساله بر اثر تصادفات جاده ای مجروح می شوند

حتما ميگوييد كه تقصير جاده ها است بيشتر تا راننده هاي بد بخت زبون نفهم ! شايد با مطلب زير قضيه روشن تر شود :

 سالانه 50 ميليون قبض جريمه براي رانندگان متخلف اين كشور صادر مي‌شود. فقط 22 درصد از رانندگان متخلف پس از اعمال قانون تخلف خود را مي‌پذيرند و 78 درصد از طريق 4 روش توهين، تطميع، تهديد يا چانه‌زني درصدد توجيه تخلف خود و برخورد با مامور راهنمايي و رانندگي برمي‌آيند. 23 هزار كشته تصادفات رانندگي اين كشور با تلفات يك جنگ برابري مي‌كند و گاه كشته‌هاي يك‌سال حوادث رانندگي آن به اندازه 10 سال يك كشور اروپايي است و صدها اتفاق ناخوشايند ديگر.

متخلفان در فهرست بيماران رواني‌ سوئيس

سوئيس از جمله كشورهايي است كه تجربه موفقي در زمينه كنترل تخلفات حادثه‌‌ساز رانندگي و كاهش رشد تصادفات داشته، اما روش مسوولان اين كشور در برخورد با تخلفات مخاطره‌آميز رانندگي، راهكار جالب و موثري بوده است. در اين كشور، راننده‌اي كه تعداد تخلفات رانندگي‌اش از حد مجاز تعيين شده در سال بيشتر باشد به عنوان يك بيمار رواني از رانندگي محروم مي‌شود.

 در آمريكا نيز چنانچه راننده‌اي مرتكب تخلفات حادثه‌ساز رانندگي همچون سرعت بيش از حد مجاز و حركات بي‌‌پروا و خطرناك هنگام رانندگي شود يا حتي يك بار در طول دوره آزمايشي دريافت گواهينامه خود مرتكب تخلف شود، گواهينامه‌اش به مدت 60 روز و چنانچه در حال غيرعادي رانندگي كرده باشد، به مدت 90 روز معلق مي‌شود.

 نيوزيلند و جريمه‌هاي 20 هزار دلاري

راننده‌اي كه در نيوزيلند پس از مصرف مشروبات الكلي اقدام به رانندگي كرده و تصادفي منجر به جرح يا فوت را رقم زده است، بين 10 هزار تا 20 هزار دلار معادل 10 تا 20 ميليون تومان جريمه نقدي همراه يك سال محروميت از رانندگي و حبس حداكثر 2 سال را متحمل مي‌شود.

 سرعت غيرمجاز در نيوزيلند 28 روز توقيف گواهينامه و جريمه نقدي 630 دلاري را براي راننده متخلف به همراه دارد. راندن خودروي داراي نقص فني براي راننده متخلف حداكثر 2 هزار دلار جريمه دارد.

 جريمه 1000 پوندي سرعت غيرمجاز در انگليس

 در انگليس جريمه 5000 پوندي (معادل 8 ميليون و 200 هزار تومان) همراه مجازات حبس پيش روي آن دسته از رانندگاني قرار مي‌گيرد كه حداكثر ظرف 24 ساعت از وقوع تصادف، اقدام به فرار از گزارش كردن تصادف به پليس مي‌كنند.

 گريختن از صحنه تصادف در انگليس علاوه بر جريمه 5000 پوندي مجازات حبس حداكثر 6 ماهه را مشمول خود مي‌كند. علاوه بر اين، سرعت غيرمجاز نيز در انگليس جريمه 1000 پوندي را در پي دارد.

 در نيويورك داشتن سرعت غيرمجاز هنگام رانندگي 45 تا 600دلار جريمه دارد و اگر اين تخلف در حوالي مدارس انجام شود مشمول 90 تا 1200 دلار جريمه مي‌شود.

 مي‌دهد اگر راننده‌اي براي 4 بار دچار تخلف استفاده از خودروي شخصي براي حمل‌ونقل عمومي شود، مجوز رانندگي‌اش به مدت يك‌سال توقيف مي‌شود.

 جريمه سرعت غيرمجاز در امارات عربي متحده برابر 200 درهم،

 توقيف يكساله گواهينامه در آلمان

 در آلمان وقتي پليس راننده‌اي را شناسايي مي‌كند كه با سرعت غيرمجاز مي‌راند نه‌تنها وي را جريمه مي‌كند، بلكه اعتبار گواهينامه‌اش را به مدت يك سال لغو مي‌كند. در اين كشور فقط كافي است راننده‌اي طي 2 سال، يك بار مرتكب هر كدام از 3 تخلف عبور از چراغ قرمز، سرعت غيرمجاز و رعايت نكردن فاصله مناسب با خودروي جلويي شود تا گواهينامه رانندگي وي باطل گردد.

 اينايي كه بالا گفتم هيچ ربطي به هيچ دولتي نداره . اينا بخش فرهنگي و كاملا شخصي و نماي سياه جامعه پر از افاده ماست . با اون تمدني كه دائم پزشو ميديم .اينا مربوط به همون قسمتي ميشه كه وقتي صحبت از ايراني ميكنيم خودمان را به درو ديوار ميزنيم كه ما مهمان نوازيم و ما خونگرميم (عاشق فضولي هستيم ) و ما محترم و مودب هستيم .از مهمان نوازي هم بذاريد بگم كه :

يكي از استاداي من كه فرانسه درس ميخوند گفتش منو 2 تا از دوستامون يك شب مست كرديم و بعدش  نفهميديم چي شد . فردا صبح كه بلند شديم ديديم وسط اتاق نشيمن يك خونه ايم با يك پتو . وقتي صاحب خونه اومد قضيه معلوم شد كه ما از سر مستي رفتيم در خونه يارو رو و طرف هم كه حال مارو ديده مارو پناه داده .

تا يادم نرفته بگم سوئدی ها هم مثل ما فکر میکنند!!

تا آنجاییکه میتونند از غریبه ها فرار می کنند ولی وقتی همون فرد بهشون رجوع میکنه خیلی تحویل میگیرند.  مشکل هم اینه که سوئدی ها خیلی استاندارد های بالایی را برای ازتباطاشون تعریف کردند. ادب، سر وقت بودن، نگاه نکردن تو چشم بقیه ، بلند حرف نزدن، حرف نزدن در آسانسور، ایستگاه اتوبوس و...هيچ سوئدي 5 دقيقه بعد ازشروع كلاس وارد كلاس نميشه . اين يعني من به شما احترام ميذارم.

 ماها چون علاقه داريم همه در جريان همه كارامون باشن و يكوقت از فضولي منفجر نشن . موقع حرف زدن با موبايل تو تاكسي هوار ميزنيم بلكه ماشين بقلي هم دلش خواست بشنوه .هنوز ميشه زنگ موبايل رو تو جلسات . كلاسهاي درس و كنفرانسها و حتي داخل استوديو هاي تلويزيوني موقع پخش زنده شنيد .

وقتي تونستي اينا رو درست كني بعدش انتظار يكي مثل صدر اعظم آلمان رو واسه مملكتت داشته باش .

خلايق هر چه لايق !

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 3:26  توسط سینا  | 

اربعين حسيني را گرامي ميداريم

مراسم چهلم در گذشت يكي از پولداران مرفه بي درد با چهلم امام حسين يكي ميشود.

در مجلس ختم بوديم و منتظر شام  مرده خوري .

عزيزي ميگفت خوش به سعادتش كه با چهلم امام همراه شده اند. احتمالا ايشان نميداند كه سال قمري گردشي است !

ظاهرا كه بعضي ها شقيقه هايشان در دردناك ميشود گاهي !

عزيزي آن طرف تر در حال معامله ميباشد . و دیگران نیز خود را در حراجی مشارکت و مداخلت میدهند بلکه نانی بچسبانند تا تنور داغون نشده و .....

 تا باشد مراسمي ازين دست كه همه به خدا نزديكتر و از مال دنيا دست بكشند .

عزيزي در نزديكي بنده در حين تفسير قرآن از نوع به راي آن نميدانم چطوري ميرسد به داستان یکی از دوستان متشخص و آبرومندش (از نوع تازه بدوران رسيده ) كه ترتيبات عالیه يك زن شوهر دار را ميداده است و ....

این جماعت بد جوری ارتباطات بخش شقیقه را با دیگر بخشهای بدن مورد بحث و بررسی قرار میدهند . بهر حال تکنولوزی است دیگر. هر روز بهتر از دیروز دارد شورش را در میاورد.

و ادم چه چیزهایی که یاد نمیگیرد در این مراسم ....

قرآن و شمشیر و پول به بهانه عذر خواهی و رفع کدورت از همسر بخت برگشته ! اجرتان با صاحب غذا بعد از عزا. آقایان بشینید شام میدن !

در بلندای این مجلس همهمه و وراجی . عزيزي بعد از تلاوت قرآن به بالاي منبر ميرود ( البته از نوع كت و شلواري آن ) و شروع به تفسير آيات خوانده شده ميكند . خيل عظيم عزاداران همچنان او را نيز تحويل نميگيرند.

معلوم نيست چرا همه اصرار دارند وقتي كسي بالاي منبر ميرود سعي كنند اصلا گوش ندهند.

تنها چيزي كه تا آخر مجلس فكر من را بخودش جلب ميكرد اين بود كه براستي چقدر خوب است كه ادم بميرد و بقيه بتوانند همديگر را در يك محيط روحاني ملاقات كنند.

خوشا به سعادت از دست رفتگانی که در وسط مراسمشان بلندگو ها هم قطع میشوند

خوشا به سعادت از دست رفتگانی که از دست میروند ولی بستگانشان از رو نمی روند و همچنان مصرانه مرحوم خود را از عقب و جلو بخدا میچسبانند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 22:23  توسط سینا  | 

مرکز دایره

كلا آدم كار درست زياد پيدا ميشه ولي عمرا اگه .....!

هفته پيش وقتي داشتم ميرفتم خونه ديدم گربه چاق و چله محلمون كه هيچوقت تحويلم نميگرفت لنگون لنگون داشت ميرفت تو پاركينگ خونه بقلي . با خودم گفتم طفلكي (حيوونكي) فكر كنم تو اين زمستوني از بي غذايي بميره .

گفتم اگه اين بميره اونوقت كي كيسه هاي آشغالو جررر بده ؟

كي سوپور محترم محلو فرررر بده ؟

كي با موشهاي ناز محل قررر بده ؟

خلاصه تصميم گرفتم اگه دوباره ديدمش يك گپی باهاش بزنم شايد مخشو زدم با هم رفتیم دكتر . بلكه از چلاقي در بياد . آخه واسه آبروي محل خوب نيست.

يكي از دستاشو رو هوا نگه ميداشت و حركت ميكرد. ضايع نيست گربه محل همش با دست بخواد به آدم فحش بده ؟!

روزها گذشت و ما مثل ليلي و مجنون بدنبال هم بوديم ولي همو نمي ديديم.  بالاخره بعد از يك هفته امروز وقتي داشتم ميومدم بيرون بي اختيار چشمم افتاد زير ماشين همسايه .

گربه زبون بسته زير ماشين بود. بيچاره گارفيلد محلمون .تا منو ديد راشو كج كرد و همچون گذشتگان آدم حسابمان نكرد. بله جناب گارفيلد همچنان نفس ميكشند و ميلنگند.

آدم ميمونه كه بالاخره تو اين دنيا چي كارست . يه وقتايي فكر ميكنيم همه دنيا حول ما ميچرخه و اگه ما نباشيم خيلي كارا رو زمين ميمونه.

من نه اون حيوونو تونستم ببرم دكتر و حتي نتونستم بهش غذا بدم . ولي اون خيكي هنوز زنده بود.

ما فقط وسيله ايم . باشيم و نباشيم اين دنيا كار خودشو ميكنه . تازه يه وقتايي ما ميشيم چوب لاي چرخ دنيا.

خيلي همت كنيم با كارامون باعث شكستن پاي همديگه ، پاي يك حيوان يا شاخه يك درخت نشيم هنر كرديم.

خدايا بزرگيت را شاكريم . 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 23:18  توسط سینا  |